وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

ابوطالب، شخصيت مظلوم تاريخ

Abu-talib.gifحضرت ابوطالب عليه السلام، عموي بزرگوار رسول اكرم صلّي الله عليه وآله، پدر اميرالمؤمنين، علي عليه السلام بود. وي وصي «عبدالمطلب» و بزرگ ترين حامي پيامبر اسلام صلّي الله عليه وآله بود. تاريخ زندگي او پر از افتخارات بي نظير است. او به حق، پناهگاه دردمندان و محرومان بود. ايثار و اخلاص در وجود او تجسم پيدا كرده بود. وي ابرمردي بود كه تاريخ، فداكاري و استقامت هاي وي را در كسي جز فرزندش، «اميرالمؤمنين»، سراغ ندارد!
با اين حال در برخي از كتاب هاي اهل سنت، جملاتي در مورد ابوطالب ديده مي شود كه حكايت از كم لطفي يا بي لطفي نويسندگان آن كتاب ها نسبت به شخصيت حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام دارد. بدون شك اگر يك دهم گواه هايي كه بر ايمان و اسلام ابوطالب آمده، درباره يك فرد ديگر آمده بود، همگي از سني و شيعه به اتفاق، اسلام و ايمان او را تصديق مي كردند؛ ولي با وجود ده ها شاهد محكم بر ايمان او، باز گروهي حكم به كفر و عذاب او نموده و گفته اند كه برخي از آيات كه مشعر بر عذاب است، در حق ابوطالب نازل گرديده است!
غرض ورزي عناصري كه خود اصل و نسب پاكي نداشتند، مانند معاوية ابن ابوسفيان، از دلايل عمده طرح شبهه در ايمان ابوطالب و اسلام اوست. معاويه با علي عليه السلام به مجادله برخاست و پدران خود را از اميرمؤمنان، علي عليه السلام برتر دانست؛ تا بتواند موقعيت اجتماعي مناسبي براي خود در بين مسلمانان بيابد.[1]
به راحتي مي توان فهميد كه هدف از طرح اين مسئله، جز طعن فرزندان ابوطالب، به ويژه اميرمومنان عليه السلام، چيز ديگري نيست. برخي از نويسندگان اهل سنت براي اين كه بتوانند ابوطالب را تكفير كنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر صلّي الله عليه وآله كشانيده اند و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مؤمن قلمداد نموده اند. براي بررسي اين موضوع، به رفتار ابوطالب در طول حيات وي و شهادت ديگران درباره ايمان وي مي پردازيم:
 
رفتار ابوطالب عليه السلام[2]
راه اول براي اثبات ايمان ابوطالب عليه السلام، طرز رفتار و فداكاري و دفاع او از ساحت پيامبر صلّي الله عليه وآله است كه مي تواند آيينه فكر و روشن گر روحيات او باشد. به نمونه هايي از اين رفتارها توجه كنيد:
1. ابوطالب عليه السلام كسي بود كه پادشاه حبشه را به اسلام دعوت كرد و در شعري خطاب به او فرمود:
«اي پادشاه حبشه! آيا مي داني كه محمّد صلّي الله عليه وآله پيامبري است همانند موسي و عيسي بن مريم. او براي مردم، هدايت آورده، مانند آن چه موسي و عيسي آوردند. همه آنان به امر خداوند ]مردم را[ هدايت كرده، مردم را از گمراهي باز مي دارند. شما در كتاب خود او را به درستي گفتار ياد مي كنيد؛ نه به گفتار ظنّي.
2. ابن اثير نقل كرده كه ابوطالب، پيامبر صلّي الله عليه وآله و علي عليه السلام را ديد كه هر دو نماز مستحبي مي گزارند[3]؛
در حالي كه علي عليه السلام در طرف راست پيامبر صلّي الله عليه وآله ايستاده بود؛ سپس به جعفر فرمود: كنار رسول خدا صلّي الله عليه وآله و در طرف چپ او نماز بگزار».[4]
3. زماني كه قريش قصد كردند كه با بني هاشم معاشرت نكنند و عهدنامه نوشتند و در كعبه آويختند و به شكنجه و زجر مسلمانان پرداختند و آنان را محاصره كردند، ابوطالب بود كه پيغمبر صلي الله عليه وآله را با ديگر مسلمانان به شعب خود برد و تا سه سال از آنان محافظت مي كرد.
4. علامه مجلسي چنين نقل مي كند: «هرگاه رسول خدا در رختخوابش مي خوابيد، حضرت ابوطالب پس از آن كه همه مي خوابيدند، به آرامي او را بيدار مي كرد و رختخواب علي عليه السلام را با وي جابه جا مي كرد و فرزند خود و برادرانش را جهت حفاظت وي مأمور مي ساخت».[5]
5. وي هنگام مرگ به فرزندان خود چنين گفت: «من حمايت و پيروي از «محمّد ]صلي الله عليه وآله[» را به شما توصيه مي كنم؛ زيرا او امين قريش و راست گوي عرب و داراي تمام كمالات است؛ آييني آورده كه دل ها بدان ايمان آورده، امّا زبان ها از ترس شماتت، به انكار آن برخاسته اند».
 
اعتراف نزديكان و بزرگان
درباره شهادت ديگران نسبت به ايمان و اخلاص ابوطالب عليه السلام، به مطالب زير توجه كنيد:
 
1. در كلام پيامبر صلّي الله عليه وآله
از پيامبر صلّي الله عليه وآله در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده كه وقتي وي براي آمدن باران دعا كرد، فرمود: «بر خداست پاداشت اي ابوطالب! اگر زنده بود، چشمش روشن مي شد و بعد فرمود: چه كسي شعر او را حفظ دارد و بعد شروع به خواندن شعر ابوطالب نمود».[6]
همچنين از پيامبر صلّي الله عليه وآله چنين نقل شده است: «جبرئيل به سوي من آمد و گفت: يا محمد خداوند آتش را بر سه كس تو حرام نمود؛ پشتي كه بر آن بودي ]پدرانت[، رحمي كه در آن پرورش يافته اي ]مادرت[ و دامني كه در آن رشد كرده اي ]ابوطالب و فاطمه بنت اسد و دايه ايشان[.[7]
وقتي علي عليه السلام خبر مرگ ابوطالب عليه السلام را به پيامبر صلّي الله عليه وآله داد، وي سخت گريست و به علي عليه السلام دستور داد كه غسل و كفن و دفن او را برعهده گيرد و از خداوند متعال براي او طلب مغفرت كرد.[8]
هنگامي كه ابوطالب رحلت كرد، پيامبر صلّي الله عليه وآله در تشييع جنازه او شركت كرد؛ با آن كه اهل سنت، تشييع جنازه مشرك را جايز نمي دانند.[9]
 
2. امام علي عليه السلام
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند! پدر و جدّم عبدالمطلب و نيز هاشم و عبدمناف، هرگز بتي را نپرستيدند. سؤال شد كه اينان چه چيز را مي پرستيدند؟ فرمود: به سوي كعبه و به آيين ابراهيم عليه السلام نماز مي گزاردند».[10]
از امام علي عليه السلام سؤال شد كه آيا پدرت معذّب در آتش است يا خير؟ حضرت عليه السلام فرمود: ساكت شو! خداوند دهانت را بشكند. قسم به كسي كه محمّد صلّي الله عليه وآله را به حقّ مبعوث كرد، اگر پدرم تمام گناه كاران روي زمين را شفاعت كند، خداوند، شفاعت او را مي پذيرد. آيا پدر من در آتش جهنّم است؛ درحالي كه فرزندش تقسيم كننده بهشت و دوزخ است؟[11]
 
3. امام سجاد عليه السلام
از امام سجاد عليه السلام درباره ايمان ابوطالب عليه السلام سؤال شد؟ فرمود: «چه قدر جاي تعجب است كه خداوند رسولش را نهي كرده كه زن مسلماني در نكاح كافري باشد و فاطمه بنت اسد از زناني است كه در اسلام، بر ديگران سبقت گرفته است؛ درحالي كه تا آخر عمر ابوطالب عليه السلام همسر او بود».[12]
 
4. امام باقر عليه السلام
امام باقرعليه السلام مي فرمايد: «ايمان ابوطالب، بر ايمان بسياري از مردم ترجيح دارد و اميرمؤمنان عليه السلام دستور داد تا از طرف وي حجّ به جا آورند».[13]
 
5. امام رضا عليه السلام
وقتي شخصي از امام رضا عليه السلام درباره ايمان ابوطالب عليه السلام سؤال كرد، حضرت براي او اين آيه را نوشت: «وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدي وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ...»[14] و آن گاه فرمود: تو اگر اقرار به ايمان ابوطالب نداشته باشي عاقبتت جهنم است.[15]
 
كتمان ايمان ابوطالب عليه السلام
از روايات و كتاب هاي تاريخي استفاده مي شود كه ابوطالب، مؤمن بوده، ولي ايمانش را از قريش كتمان مي كرده است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «همانا مَثَل ابوطالب، مانند اصحاب كهف است كه ايمان خود را پنهان كردند و شرك را آشكار ساختند. از اين رو، خداوند، دوبار به آنان اجر داده است».[16]
سرّي بودن ايمان ابوطالب عليه السلام، ضرورتي غيرقابل انكار بوده است؛ زيرا دعوت پيامبر صلّي الله عليه وآله نيازمند شخصيتي اجتماعي و نيرومند بود؛ تا آن را پشتيباني كند و رهبر آن را از دشمنان حفظ نمايد و خود نيز در ظاهر در هيچ يك از دو طرف نزاع نباشد. اگر ابوطالب كه شخصيتي بزرگ و سرشناس در ميان قريش بود، ايمانش را كتمان نمي كرد، نمي توانست امر خود را پيش ببرد و از پيامبرصلّي الله عليه وآله دفاع كند؛ دفاعي كه در حقيقت، به خاطر اعتقاد و ايمان به نبوت پيامبر صلّي الله عليه وآله بود؛ اگرچه مشركين مي پنداشتند كه به خاطر آن كه پسر برادر اوست، از او پشتيباني مي كند.
از مجموع مطالب ذكر شده، نتيجه مي گيريم كه اعمال شايسته و كردار والاي حضرت ابوطالب، گواه زنده و صادقي بر ايمان اوست. او با تحمل سختي ها و شدايد فراوان، دست از حمايت و ياري رسول خدا صلّي الله عليه وآله برنداشت و همه امكانات و قواي خويش را در اين راه صرف كرد و در برابر فشارهاي روزافزون مشركان، با مهارت، ايستادگي كرد و با تدبير نيرومند خويش، راه هاي مشكل و پيچيده سياسي و اجتماعي را هموار كرد و با موقعيت اجتماعي خاصي كه داشت، در ظاهر براي حمايت از برادرزاده خويش، تلاش مي كرد؛ اما با ايمان، ايستاد و زندگي كرد و با ايمان و شعار توحيد، چشم از دنيا فروبست و براي مصالح اسلام و مسلمانان و حمايت از آيين حيات بخش اسلام و شخص رسول خدا صلّي الله عليه وآله، ايمانش را از قريش و دشمنان اسلام پنهان مي كرد.
آيا منصفانه است كه كسي درباره ايمان ابوطالب، شك و ترديد كند يا او را مشرك معرفي نمايد؟ چرا با بودن ده ها گواه محكم بر ايمان بزرگ مردي چون ابوطالب، درباره ايمان او تشكيك كرده اند؟
همان طور كه اشاره شد، هدف از طرح اين مسئله، جز طعن در فرزندان ابوطالب و به ويژه اميرالمؤمنين عليه السلام، چيز ديگري نيست و گروهي مي خواهند با انكار ايمان ابوطالب، فضيلتي را درباره علي عليه السلام انكار كنند.
به همين دليل، شيعيان اهل بيت عليهم السلام در ايمان ابوطالب عليه السلام اتفاق نظر دارند. از اين رو، عده اي از علماي اماميه، مانند شيخ طوسي، شيخ طبرسي، سيد بن طاووس، علامه مجلسي و... درباره ايمان وي گفته اند: شيعيان بر ايمان ابوطالب، اجماع دارند و معتقدند كه او در ابتداي امر رسالتِ پيامبرصلّي الله عليه وآله، به او ايمان آورد و هرگز بر بتي سجده نكرد.[17]

عسكري اسلام پور

پي نوشت ها:
__________________
[1] سيد مجيد پورطباطبايي، ابوطالب تجلي ايمان، انتشارات شهريار، 1375، ص 165.
[2] شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص 669-670.
[3] نمازهاي واجب پس از هجرت پيامبر صلّي‏الله‏عليه‏وآله تشريع شده است.
[4] ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 272.
[5] مجلسي، بحارالانوار، ج 35، ص 93.
[6] جعفر مرتضي، الصحيح من سيره النبي الاعظم، ج4، ص20.
[7] همان، ص 15.
[8] شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص 671.
[9] همان، ص 672.
[10] شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص673.
[11] همان، ص680.
[12] شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص672.
[13] همان، ص671.
[14] نساء، آيه 115.
[15] شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص673.
[16] الصحيح من سيره النبي الاعظم، ج4، ص59.
[17] براي به دست آوردن نظرات علما ر.ك: شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص674-675.

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a><br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .
By submitting this form, you accept the Mollom privacy policy.